محمد معصوم البكري ( نامى )

113

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

و شاه بيگ در اواخر سنه اربع و عشرين و تسعمايه استعداد لشكر كرده عزيمت تهته فرمود . آورده‌اند كه چون شاه بيگ در منزل فتحپور و گنجابه ساختگئ لشكر نمود ، مردم بسيار بر وى جمع آمدند . بيگ على ميرزا و سلطان على ارغون و زينكه ترخان را با جمعى به « 1 » محافظت قلعه و عيال در شال تعين فرمود . و سلطان محمود برادر شاه محمود را در سيوى و برخى ديگر را در فتحپور و گنجابه گذاشت . و از بهادران لشكر خود دويست و چهل سوار بهمراهئ مير فاضل كوكلتاش پيشتر فرستاده روى به راه آورد . و بعد از وصول به ديار سند چون از موضع باغبانان عبور كردند ، دران زمان لشكر سمه در موضع تلهتى كه سه چهار گروه از سيوستان است با محمود ( خان ) و متن خان ولد دريا خان جمع شده داعيهء جنگ و پيكار نمودند . و چون شاه بيگ بموضع باغبانان نزول فرمود « 2 » ، ملكان باغبانان بملازمت شتافته بجان و مال ( f . 81 b ) بخدمتگارى كوشيده منظور نظر عاطفت گشتند . و مطمح نظر شاه بيگ آن بود كه باقى مردم اين ديار بى تعرض جنگ و جدال عازم استقبال گشته بملازمت رسيده اطاعت و انقياد نمايند . آن مردم در مقام سركشى و استقلال كوشيده از ملازمت ابا ورزيدند . آخر الأمر شاه بيگ از راه كوه لكى بجانب تهته عزم نموده كوچ بكوچ روانه گرديد . و بر كنار خانواه سه گروهى جنوبئ بلدهء تهته نزول نمود . و دران ايام بيشتر دريا از جانب شمالئ « 3 » تهته جارى مىبود . بنا بران چند روز توقف نموده متأمل بودند كه ازين دريا بچه كيفيت عبور نمايند . ناگاه خركارهء از پاياب گذشته بدين جانب مىآمد . مردم چوكى او را گرفته تهديد كردند . او راه بنمود . عبد الرحمن دولتشاهى اسب

--> ( 1 ) ف : بجهة ( 2 ) ف م : نمود ( 3 ) م ندارد : بلدهء تهته . . . شمالى